آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
37
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
ناگوار را منتسب به تصادفات ميكردم و نميدانم چرا به نظر ميآمد كه آنچه براى ديگران اتفاق افتاده بود دربارهء خود من صدق نميكند . فقط نگرانى از آن داشتم كه مبادا قواى جسمانيم درآن واحد از عهدهء تحمل آبوهواى سخت و طرز تغذيهء نامأنوس و كافى نبودن لباس و خوابيدن در هواى آزاد ، برنيايد و بيشتر از خستگى راهپيمائى هاى طولانى و ناتوانيهائى كه ممكن بود اتفاقا پيش آيد هراسان بودم « 1 » . اين افكار بود كه مرا از نتيجهء موفقيتم درين سفر پرحادثه به شك ميانداخت و تا حدى نااميدم ميساخت و لازم نميدانم نتيجهء اين كشمكش باطنى خود را شرح دهم . شب قبل از حركت با رفقاى عزيز سفارتخانه خداحافظى كردم . تنها دو نفر از آنها از سّر مسافرتم آگاه بودند و درحالىكه اروپائيهاى ساكن تهران مرا در راه مشهد تصور ميكردند بمحض خارج شدن از طهران راه استرآباد و بحر خزر را در پيش گرفتم .
--> ( 1 ) - درينجا مسافر به زخمى كه ظاهرا در سنگربندى شهر وين در سال 1849 برداشته و تا آخر عمر پايش لنگ گشته اشارهء تودارى مىكند . ( يادداشت مترجم )